فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
148
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
ذكر اسباب نزاع و مخالفت برندق خان با حضرت خليفة الرحمن چون حضرت ابو الخير خان منزل فانى را وداع فرمود و تخت سلطنت ملك بقا در سطح فضاى بهشت جاودانى زد چنانچه در مضامين تواريخ همايون مسطورست و در ملك خانان اوزبك هرج و مرج بسيار پيدا شد و نوبت خانيّت اولوس شيبانى بشيخ حيدر خان رسيد و در جانب اولوس قزّاق سلاطين لاف خانيّت زدند و بعد از تداول اين مرتبه ميان چند نفر ازيشان نوبت خانيّت به برندق خان رسيد و او از بزرگان اولوس [ 64 ر ] و اولاد خانان نامدارست و چون تقدير الهى چنان جارى شده بود كه سالهاى بسيار و اعصار بىشمار نوبت خانيّت بر بام دولت و اقبال حضرت خان عاليمقدار و اولاد و احفاد و اقرباى كبار خيار آن حضرت زنند و علم سعادت ايشان در اطراف و اكناف جهان افراخته و مصابيح ايالت و خلافت ايشان در اقاصى ممالك عالم افروخته باشد ، هر آينه بر حسب مجارى سنة اللّه كه چون چراغ دولتى در ظلمات آفات و حوادث خواهد كه بر فروزد از هر طرف دم سردى دم سردى به قصد اطفاء آن نور اللّه و فناى آن روشنى اندوزد و عاقبت از كينه و نكال در آن آتش تيز ريش و سبال خويش سوزد . نور اين چراغ سعادت را طايفهء « يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ » « 1 » مقدّر فرمود و در قصد افناى وجود حضرت خليفة الرحمانى مساعى بسيار از آن اشرار نابكار به كار آمد . فامّا هر قصد اطفايى عزم ايفايى بود و هر ملامتى از دشمنان سلامتى و هر ايذا و نكايتى نصرت و هدايتى نمود و چنانچه در تواريخ بيان كرده شده از به دو طفوليّت بانواع محن و شدايد كيد اعدا ، آن حضرت را ابتلا حاصل آمد و از خانان دشت بسيارى از عداوتها ظهور يافت و گوييا تقدير آن عداوت سبب
--> ( 1 ) - سورة التوبه قسمتى از آيهء : 32 .